بدن حبس روح است 325
مرا اين صبر بر آتش نشاند 326
تا بدانى عجز خويش و جهل خويش 328
عارفان زانند دايم آمنون 328
حق ستون اين جهان از ترس ساخت 329
نيست مسجد جز درون عارفان 330
فكر آن باشد كه بگشايد رهى 330
دل نگهداريد اى بىحاصلان 330
مار شهوت را بكش در ابتدا 331
مثل 332
شاد از وى مشو از غير وى 333
آنكه جوينده است يابنده بود 334
رياضت را بجان شو مشترى 335
كور را پرهيز نبود از قذر 338
مردم اندر حسرت فهم درست 339
جز نياز و جز تضرع راه نيست 339
در تفسير آيه :
« كُلٌّ لَهُ قانِتُونَ » *
340
مخلصان باشند دايم در خطر 341
مناجات 341
دست در تسليم زن و اندر رضا 342
جانشناسان از عددها فارغند 343
صبر كردن بر غم و سستى و درد 343
اى فلك در فتنهء آخر زمان 344
علم تقليدى و بال جان ماست 345
مناجات 346
كسب دين عشق است و جذب اندرون 347
تا نباشد راست كى باشد دروغ 348
در نكوهش حرص 349
در حديث آمد كه دل همچون پرى است 349
هست زندان صومعه دزد لئيم 350
گفتوگوى ز نى مر شوى را 352
كل عالم را سبو دان اى پسر 360
خلق را گويد به حشر 361
عرصهاى بس باگشاد و با فضا 362
گفت پيغمبر صباحى زيد را 363
حمله آرند از عدم سوى وجود 365
از محقق تا مقلد فرقهاست 366
چند بت بشكست احمد در جهان 367
استن اين عالم اى جهان غفلت است 367
صد هزاران ز اهل تقليد و نشان 368
تقليد چيست 369
الصلا سادهدلان پيچپيچ 369
خوى شاهان در رعيت جا كند 370
حكايت 370
با هوا و آرزو كم باش دوست 371
چنان قادر خدايى كز عدم 372
بىحس و بىگوش و بىفكرت شويد 373
همنشين اهل معنى باش 374
آدم ننگ دارد از حسد 375
خدا خواهد كه پوشد عيب كس 375
اى خنك چشمى كه آن گريان اوست 376
جمله عالم صورت و جان است علم 376
جان بىمعنيت از صورت نرسد 377
حق آموخت كرم پيله را 377