قحط معنى در ميان نامها 378
معنى همچو جان 378
نور چشم از نور دلها حاصل است 379
هركه را هست از هوسها جان پاك 380
انقطاع از غير حقتعالى 381
صبر كن بر درد و نيش 381
نيستى جو گر تو ابله نيستى 382
غرّه مشو بينى مكن 383
ما اول فرشته بودهايم 383
عجز بهتر مايهء پرهيزگارى 386
غرقه گشته جانى مىكند 387
چون صفيرى بشنوى از مرغ حق 393
خلق اطفالند جز مست خدا 394
پاك كن خود را ز خود 395
در وصف اهل معرفت و صفا 395
صوفى سواد و حرف نيست 396
نفس توست آن مادر بدخاصيت 401
سؤال و جواب 401
هركه را باشد طمع الكن شود 402
به هر دورى وليّى قائم است 403
علم و معرفت بىقابليت حاصل نگردد 404
نشانههاى قابليت 405
مثل 406
هين چه مىجويى بهسوى هر دكان 406
جبر و اختيار 407
بشنو اى جبرى 409
درك وجدانى دليل حس بود 411
حكايت 412
حكايت 413
در تفسير حديث رسول : ما شاء اللّه كان و ما لم يشأ لم يكن 414
در تفسير حديث رسول : « جفّ القلم بما هو كائن . » 415
گستاخرو اندر هرى 417
گر نبودى عشق بفسردى جهان 419
خانه عاشق چنين اولىتر است 421
قضا هركو قرارى مىدهد 423
نعمتهاى خدا به عنايت اوست 424
عرفان مثنوى ( فارسى ) — صفحة 11
مساهمون: الفيض الكاشاني
ص١١