تذكره سخنوران قم مجاهدى منقول از گلستان هنر ص 210 گويد آقا شمساى قمى متخلص به صفير از شعراى نيمه دوم قرن يازدهم و معاصر شاه عباس دوم بوده ( 1052 - 1077 ) و شاه سليمان بوده و در نقاشى و موسيقى يد طولانى داشته و يادآور شده كه در تذكره شمع انجمن نامش بغلط شمشاء آمده و در تذكرة نصرآبادى « صغير » بحار صغير آمده ص 210 .
قصيده شمساء متخلّص به « انس » « 1 »
با طفل اشك تا دم صبح لقاى فيض * تكرار مىكنم سبق ماجراى فيض
پيوسته سينه مىزندم موج همچو بحر * از شوق دوست تا شدهام آشناى فيض
تا از لبش حديث حيات ابد شنيد * جان شد مقيم چشمهء آب بقاى فيض
در دار ضرب عشق به معيار امتحان * زر شد مس وجود من از كيمياى فيض
درياى غم به سينه نور ديدهام چو موج * دل داده تا مرا خبر آشناى فيض
هرگز ز قطره بخشش دريا شنيده كس * اينك ببين ز طفل سرشكم صلاى فيض
يا رب چه حكمت است كه گنجيده در دلم * با آنكه وسعت دو جهان نيست جاى فيض
ضعف دلم به هيچ ، مداوا نمىشود * جز شربت فواكه دارالشفاى فيض
بىفيض همچو قالب بىجان بود جهان * اى صد هزار جان مقدّس فداى فيض
شاهان كامكار طلبكار نصرتند * تا شد قرين سايهء چتر لواى فيض
دلهاى دلبران شده صيد كمند او * در حيرتم ز جذبهء آهنرباى فيض
سر زد ز فيض مهرش ، رخشنده مطلعى * از مشرق طبيعت من رونماى فيض
هامش
( 1 ) - در اين جنگ از دو تن شمساء شعر آمده كه يكى شمسا متخلّص به صفير و اين شمسا متخلّص به انس بوده ، اما در مجموعه محمد محسن وفا فرزند فاضل علم الهدى جزء وفيات از روى يادداشتهاى والدش علم الهدى چنين آمده : وفات آقا اشرف طبيب ولد حكيم شمسا در اصفهان 8 رجب 1098 كه وى شمساى اصفهانى و طبيب بوده است امّا وى از شاگردان و مريدان فيض بوده است كه از شعر وى بدست مىآيد .