بهتر از بگذشته كن آيندهء « 1 » او در صلاح * پار را يا رب مكن حسرت ده امسال فيض
هر دمى از عمر او معمور دار از طاعتى * تا به غفلت نگذرد ايام و ماه و سال فيض
هريكى را بگذران از ديگرى پاكيزهتر * ماه فيض و سال فيض و حال فيض و قال فيض
حق آن الفت كه دادى روح اخوان را بهم * الفتى نه در ميان قال فيض و حال فيض
عشق « 2 » و عرفانش بده از مسلك صدق و صفا * تا هُدى يابند اخوان از ره افعال فيض
قرب « 3 » و انس خويش بخشاى از ره زهد و ورع * فيض را و هر كه را سرّيست بر منوال فيض
صبح و شامش رو به خود كن تا نبيند غير تو * هم غدوّش را منوّر ساز ، هم آصال فيض
نصرتى « 4 » ده تا ظفر يابد بر اعداى درون * فيض را و هر كه باشد در طريقت آل فيض
هامش
( 1 ) - دار آينده .
( 2 ) - عشق در مدرسهء عالى سپهسالار ديوان داود متخلص به عشق به شمارهء 1194 موجود است ، عرفان ، صدق ، صفا ، هُدى : اين القاب و تخلص شعرى ياران فيض مىباشد كه قصيده در مديح فيض سرودهاند .
( 3 ) - قرب ، انس ، زهد ، ( و شايد ورع ) نيز اصحاب فيض بودهاند .
( 4 ) - نصرت و ظفر نيز دو تن از ياران فيض .