رباعيات
سرمايه هستى و نمودم همه فيض * سمع و بصر و بود و نبودم همه فيض
از به سكه به عشق فيض همدم گشتم * گرديد سراپاى وجودم همه فيض
* * *
در دير مغان شراب و جامم فيض است * در مسجد و خانقه امامم فيض است
در وادى قدس هم زبانم فيض است * يعنى منظور صبح و شامم فيض است
* * *
اى دل خواهى اگر شوى همدم فيض * بيگانه شو از خود كه شوى محرم فيض
ايمن شوى از مكايد ديو رجيم * گر بگريزى به سايهء پرچم فيض
« ملّا لطف اللّه كاشى » - متخلّص به لطف « 1 » هو الفياض المنّان 1071
آخوند مسيح دم فى امان الله ( 1071 )
بنده باخلاص صاحب لطف الله ، مصدع اوقات اميدگاه مىگردد ، اى افضل از علما ،
( 1071 ) ( 1071 ) ( 1071 )
و اى محققين را مقتدا ، اى مدام پيرو امر آفريدگار ، و اى بحر بىقعر اسرار ،
( 1071 ) ( 1071 ) ( 1071 )
اى جاودان مطيع شرع رسول ، و اى معانى مصحح كلامت معقول ، اى ازلى بنده آستان شاه نجف ،
( 10711 ) ( 1071 ) ( 1071 )
و اى داعى قديمى نواب اقدس اشرف ، اى دوست با دوستان ائمه هدا ، و تمامى عباد را رهنما ،
( 1071 ) ( 1071 ) ( 1071 )
هامش
( 1 ) - تخلص لطف را از فيض دارد و از ياران و شاگردانش بوده است .