به دامان نهم منّت بىكران * ز خون دلش ارغوانى كنم
سيه سازم افلاك از دود دل * رخ خويشتن زعفرانى كنم
توسّل بجويم به ارشاد عشق * چو شد هاديم شادمانى كنم
بدست آورم دامن فيض را * به خاك رهش جانفشانى كنم
سراپا منم عشق فيض از ازل * به اين عاشقى زندگانى كنم
اگر فيض دستى نهد بر سرم * به شكرش سراپا لسانى كنم
اگر خاك پستم كند يك نظر * به حال دلم آسمانى كنم
اگر شورهزارم كند پرتلل * ز الطاف او بوستانى كنم
اگر خارم از خود خجل نيستم * به ياد رخش گلفشانى كنم
اگر فيض فيضى رساند مرا * ببين تا كجا رخش رانى كنم
چو مردان كنم ترك ما و منى * بمانم نشان بىنشان كنم
قلندروش از هر دمن بگذرم * به فقر و گدائى كيانى كنم
بكوشم به قيد آورم گرگ نفس * نخوانم شبان و شبانى كنم
بدزدد مرا بار من دزد نفس * به دلهاى شب پاسبانى كنم
ز حس بگذرم عقل كامل شوم * همه لفظها را معانى كنم
شوم فارغ از قيل و قال كلام * ز اسرار دين نكتهدانى كنم
برآرم سر از جيب هفتم فلك * شوم عارى از جسم و جانى كنم
به حق بازگردم ز خود بگذرم * در او هستى خويش فانى كنم
روم تا بسر منزل قدسيان * چرا گوش با لنترانى كنم
نهان و عيانم در آنجاست جمع * نهانى نمايم عيانى كنم
رسيدم به جائى كه ديگر سخن * نگنجد همانها كه دانى كنم
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 147
مساهمون: الفيض الكاشاني
ص١٤٧