همه جا خانه عشق است چه مسجد ، چه كُنشت
پاك رفتار بُت پسته لب حور لقا * كه چو خورشيد طراود ز رخش نور صفا
واعظا ، وعظ مفرما كه ازين پس به خدا * سر تسليم من و خاك در ميكدهها
مدّعى گر نكند فهم سخن ، گو سر و خشت * مايهام رفت و ندانم كه چرا نيست عمل
روسيه گشتهام از شومى اين ديو دغل * ببر از آينهء دلشدگان زنگ خلل
نااميدم مكن از سابقهء روز ازل * كس چه داند كه پس پرده « 1 » كه خوبست و كه زشت
دل به من گفت كه بايد سفرى كرد هوس * ور كنندت ز سفر منع رفيقان دو سه كس
به فغان آ و بگو با همهشان همچو جرس * نه من از خانهء تقوى بدر افتادم و بس
پدرم نيز بهشت ابد از دست بهشت * اى دل غمزده درياب كه شد فصل بهار
دامن عيش و طرب از كف عبرت مگذار * گويدم از سر شب ، تا به سحر ، شيخ كبار
باغ فردوس بهشت است و ليكن ز نهار * هم غنيمت تو بدان سايهء بيد و لب كشت
در ره ميكده از صدق و صفا زن گامى * كه مى صاف برون آوردت از خامى
مستمع باش و شنو زمزمهء علّامى * حافظا روز ازل گر به كف آرى جامى
يكسر از كوى خرابات برندت به بهشت « 2 »
هامش
( 1 ) - حافظ قزوينى : تو پس پرده چه دانى كه .
( 2 ) - ديوان ملّا علّامى و شاه فضل الله دوم « همت » و شاه فضل الله اول « نعيم » و ملا محمد شريف فرزند او و والد علامى و شاه فضل اللّه دوم همچنين مكاتيب و مصنفات اين خاندان علمى بزرگ منتسب به خاندان فيض تاكنون بدست نيامده و ظاهرا در بين احفاد شاه فضل اللّه دوم كه مقيم و مدفون قمصر است به عللى كه فعلا از ذكر آن معذور است در دسترس محققان گذاشته نمىشود « فاعتبروا يا اولو الابصار » .