عشق « ملّا عبد اللّه ساكن كاشان » « 1 » و « 2 »
تا ننوشى جرعهاى از دردى صهباى فيض * كى رسد دستت به صاف جام جانافزاى فيض
تا نكارى تخم مهر آن نهال باغ دين * در دل و جان كى رسى در سايه طوباى فيض
ديده دوران نديده مثل او در كائنات * مادر گيتى نزاده گوهرى همتاى فيض
مرغ زرّين بال خورشيد فلك هر صبح و شام * مىدود سوى افق تا سر نهد بر پاى فيض
آسمان هم بر در او خاكمالى مىخورد * تا چه باشد در اجازت راى مهرآراى فيض
شيخ و پير و مفتى و ارباب شوق و معرفت * در سر هريك فتاده آتش سوداى فيض
گر ز مى پيمانهات خالى شد اى دل غم مخور * مىرسد از بزم فيضت عاقبت صهباى فيض
هامش
( 1 ) - ملا عبد اللّه كه به تصريح علم الهدى غير كاشانى و ساكن كاشان بوده ظاهرا فرزند حكيم الهى شمس الدين محمد خفرى شيرازى است كه مقيم كاشان شده و در كاشان هم به رحمت حق پيوسته است و مرقد وى در گورستان دروازهء عطاى سابق بود و فعلا در محل كتابخانه جديدالتاسيس ارشاد « محل ادارهء ارشاد » قرار دارد و چون فرزند دانشمند وى از شاگردان فيض بوده و با اين خانواده ارتباط داشته نسخهاى از عين اليقين فيض را كه ظاهرا به خط خود اوست وقف كرده و توليت آن را به فيض واگذار كرده است توضيحا اين نسخهء معتبر در اختيار نگارنده است .
( 2 ) - در كتابخانه مدرسه عالى سپهسالار ديوانى به نام داود و با تخلّص عشق موجود است كه به شماره 1194 ثبت دفتر كتابخانه شده ولى بدون شك شاعر ديگرى است با تخلص عشق .