كسى كز آستان كوى جانان رو ، بگرداند * بهرجا مىگذارد پا ، سرش بر سنگ مىآيد
چو گلچين گردم از باغ وصالش از حيا هر دم * به چشمم ز آن چمن ، گلهاى رنگارنگ مىآيد
ز عقل ذوفنون دلتنگم اى ساقى ، بده جامى * كه سرمستى مرا خوشتر ز نام و ننگ مىآيد
چنان ديوانه كن ما را كه از خود ، بىخبر گردم * كه از اين عقل و اين دانش « رجاء » را ننگ مىآيد
« اخوى قرّة العين معين الدّين احمد ملقّب به روح » « 1 »
شكر خدا كه باز رسيدم بكوى فيض * گشتم ز فيض فيض معطّر ببوى فيض
شام فراق گشت معطّر بصبح وصل * بگشود آن درم در و صلى بسوى فيض
يا رب تو فيض را به سلامت نگاه دار * مقهور دار تا به قيامت عدوى فيض
فيض است باب مخزن اسرار معرفت * اى جان فداى شيوه خلق نكوى فيض
يا رب عزيز باد هر آن كو محبّ اوست * خوار و ذليل باد هميشه عدوى فيض
تا دل چو آينه نشود صاف و صيقلى * كى فهم يك سخن كند « 2 » از گفتگوى فيض
( روح ) از كجا و رتبه مدح و ثناى او « 3 » * خود شمهاى نفهمد از اوصاف خوى فيض
ملّا طالبا كاشى ملقب به « زهد » و متخلص به طالب « 4 » منقول از جنگ مورخ 1093 .
حُبّ جانان در ميان جان ماست * خود ميان چبود كه خود جانان ماست
هركسى از وى به سامانى رسيد * شكر للّه حبّ او سامان ماست
هامش
( 1 ) - از جنگ علم الهدى و دستخطّ او ( ن - علّامه ) .
( 2 ) - متن : كنى .
( 3 ) - شرح كامل معين الدين احمد بن ملا محمد محسن متولد 1056 او متوفى 1007 در مقدمه پيش از اين آمده است .
( 4 ) - طالب كاشى ظاهرا از سادات حسينى و از خاندان مير تقى الدين ذكرى صاحب تذكرهء خلاصة الاشعار است كه تاكنون بطبع نرسيده است .