تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 725

مساهمون:

ص٧٢٥
رو از تو بر نتابم تا كام خود نيابم « 1 » * دانم يقين خداوند بر بنده در نبندد
سوداى شعر گفتن از تست در سر فيض * آن را كه درد سر نيست چيزى به سر نبندد

( 269 )

مرغ خيال كس را كس بال‌وپر نبندد * هرجا پرد ، برو كس راه گذر نبندد
عاشق چو هست صادق يك لحظه نيست بىوصل * معشوق بر خيالش راه نظر نبندد
يارى كه دلنشين شد با جان چو جان قرين شد * بر هجر ره ببندد بر وصل در نبندد
عارف ز حسن خوبان بيند جمال يزدان * ليكن به عشق صورت پاى نظر نبندد
از عشق حق نصيبى زهّاد را نباشد * نقش خيال جانان هر بىبصر نبندد
بهر بهشت بندد زاهد كمر به طاعت * جز بهر خدمت دوست عاشق كمر نبندد
خواهى ز راه مقصود نوميد بر نگردى * حاجت به نزد آن « 2 » بر كو بر تو در نبندد
از خلق « 3 » باش پنهان تا جسم تو شود جان * تا در صدف نيايد باران ، گهر نبندد
اشعار خشك آرند يا وصف « 4 » بت نگارند * چون فيض در حقيقت كس شعر تر نبندد
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : بيابم . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : نزد او . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : از عشق . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : با وصف .