تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1289

مساهمون:

ص١٢٨٩
گهى به عروهء وثقاى حق رسد دستت * كه از متابعت باطل احتراز كنى
در حقايق اشياء شود به روى تو باز * در مجاز به روى خود ار فراز كنى
ترا به خلعت هستى از آن شرف دادند * كه تا به معرفت اين جامه را طراز كنى
چه مرگ مىطلبى چون شدى حزين اى فيض * خوش است مرگ اگر برگ مرگ ساز كنى

( 995 )

وزد بر اهل دلى گر نسيم درويشى * حيات تازه برد از نعيم درويشى
چه رشكها « 1 » كه برد چون نقاب برخيزد * سرير پادشهى بر گليم درويشى
خرد نظاير عالم به هم چو مىسنجيد * به نيم ملك بچربيد نيم‌درويشى
چه آسمان و چه انجم چه آفتاب و چه ماه * برند رشك بر اهل نعيم درويشى
بس است راحت نقدى كه هست با درويش * زيادتى بود اجر عظيم درويشى
هزار شكر كه پيوسته است جسم و روحم را * معطر است دماغ از نسيم درويشى
چه ابلهند گروهى كه با كفاف معاش * نهند بر سر هم زر ز بيم درويشى
شود جدا سر آسايشش به تيغ تعب « 2 » * كه پا كشد « 3 » زره مستقيم درويشى
به رغم انف گروهى كه سر كشند اى فيض * مكش تو پا سر مو از گليم درويشى « 4 »
هامش
( 1 ) - عق : چو رشكها . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : شود سراسر آسايشش به تيغ عناد . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : كه پاك شد . ( 4 ) - چ پ : منه تو پاى برون از گليم درويشى چ ش : بكش تو پا سره بر از گليم درويشى .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1289 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى