( 230 )
بيابيا كه نويد از جانب دوست رسيد * كه عيد تو منم و عود مىنمايد عيد
مجال ديو « 1 » مده در دلت مَلَك آمد * مباش غافل وقت قدوم دوست رسيد
ندارى ار تو دل قابل نزول مَلَك * بيا ز من بخر آن دل كجا توانش خريد
بكوش تا بتوانى ، اگر چه رفت قلم * شقى شقيست به روز ازل سعيد سعيد « 2 »
بود كه كوشش ما نيز در قلم باشد * تو از سعادت روز ازل مشو نوميد
بزار بر در رحمان و منتظر مىباش * كه اينك از يمن قدس نفحه نفحه « 3 » وزيد
دلى كه جاى شياطين در او بود نه دلست * دل آن بود كه بود درش رقيب عتيد
برون شدن نپسندد دمى ملايك را * درون شدن نگذارد جنود ديو مريد « 4 »
درون خانهء دل ديو را چه زهره رود « 5 » * خداى هست چو نزديكتر ز حبل وريد « 6 »
هامش
( 1 ) - چ ش : محال ديو
( 2 ) - اشاره بحديث شريف نبوى ( ص ) به شرح فهرست .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : نفخه ، نفخه .
( 4 ) - چ ش : مزيد ، « مريد » يعنى مردود .
( 5 ) - چ پ ، چ ش : زهره ورود .
( 6 ) - اشاره به آيهء كريم : نحن اقرب اليه من حبل الوريد .