تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1237

مساهمون:

ص١٢٣٧

( 929 ) حق « 1 »

گه نقاب از رخ كشيدى گه نقاب انداختى * تهمتى بر سايه و بر آفتاب انداختى
گه نمائى روى و گه پنهان كنى در زير زلف * زين كشاكش خلق را در پيچ و تاب انداختى
بس نشانهاى غلط دادى به كوى خويشتن * تشنگان واديت را در سراب انداختى « 2 »
شرم بىاندازه‌ات سرهاى ما افكنده پيش * از حجاب خويش ما را در حجاب انداختى
زلف را كردى پريشان بر عذار آتشين * رشتهء جان مرا در پيچ و تاب انداختى
بر اميد وعدهء فردا ز خود راندى به نقد * عابدان را « 3 » در ثواب و در عقاب انداختى
عاشق بيچاره را مهجور در عين وصال * چشم گريان ، سينه بريان دل كباب انداختى
اهل دل را صاف دادى ، اهل گل را درد درد * عاقلان را در حساب و در كتاب انداختى « 4 »
فيض گفتى بس غزل هر يك ز ديگر خوب‌تر * حيرتى در طالبان انتخاب انداختى
مىشود آخر دلت غوّاص بحر من لدن * بس در و گوهر كه از چشم پرآب انداختى
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - بيت در جنگ قديم نيست . ( 3 ) - چ پ : عابدى را و بيت در جنگ اصلى نيست . ( 4 ) - بيت در جنگ قديم نيست .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1237 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى