تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1234

مساهمون:

ص١٢٣٤

( 926 ) حق « 1 »

هم تو بيننده ، هم تو بينائى * هم تماشا و هم تماشائى
جلوه فرماى جلوه‌آرايان * جلوه‌آراى جلوه‌آرائى
آب و رنگ جمال زيبايان * زيب و حسن كمال زيبائى
نور و بينائى « 2 » نظارگيان * مردم ديدهء تماشائى
مايهء ناز حسن عالم سوز * خانه‌پرداز عشق سودائى
خلش غمزه‌هاى معشوقان * تپش عاشقان شيدائى
خانه ويران كن سكون و قرار * غارت كشور شكيبائى
ذروهء آسمان غنج و دلال * آفتاب سپهر بالائى
فيض از تو چنان كه مىبايد * هستى او را چنان كه مىبائى

( 927 ) حق « 3 »

رو بر در تو آريم رانى و گر نوازى * جز تو كسى نداريم سازى و گر نسازى
اى چاره‌ساز هر چند سازى تو چارهء ما * ديگر به تو گرائيم از بهر چاره سازى
از تو شويم آباد وز خود شويم « 4 » ويران * شرمنده‌ايم تا كى ويران كنيم و سازيى
خواهد دلم بهر دم جانى كند فدايت * كو جان بىنهايت عمرى بدين درازى
تا چند شويم از خود آلايش هوسها * يا رب لباس تقوى كى مىشود نمازى
هر كس گرفته يارى ما و خيال جانان * هر كس به فكر كارى مائيم و عشقبازى
چون رو نهد به ميدان در كف گرفته چوگان * از ما فكندن سر از دوست گوىبازى
بر پاى او نهد سر جوياى سربلندى * بر خاك او نهد رو خواهان سرفرازى
عمر دراز بايد تا صرف عشق گردد * بر فيض مرحمت كن يا رب بجان درازى
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : نور بينائى . ( 3 ) - عنوان از اصلى . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : وز تو شويم .