تنت هر موى دارد مويهء فيض * چو حرف عشق جانان مىسرائى
سر درج حقايق « 1 » مىگشايد * چو در وصف بتان لب مىگشائى « 2 »
( 900 ) جمال « 3 »
چه شود اگر درآئى ز طريق « 4 » آشنائى * ز طريق آشنائى ، چه شود اگر درآئى
بر بىكسى بيائى ، دل خستهاى بجوئى * دل خستهاى بجوئى بر بىكسى بيائى
نروى ره جدائى ، سپرى طريق الفت * سپرى طريق الفت ، نروى ره جدائى
بر عاشقان بيائى غم خستگان بدارى * غم خستگان بدارى بر عاشقان بيائى
بجز از در گدائى بر تو رهى ندارم * بر تو رهى ندارم بجز از در گدائى
به بهانهء گدائى به در سرايت آيم * به در سرايت آيم به بهانهء گدائى
به نواى بىنوائى غزلى مگر سرايم * غزلى مگر سرايم به نواى بىنوائى
چو تو زلف مىگشائى دل فيض مىگشايد * دل فيض مىگشايد چو تو زلف مىگشائى
( 901 ) جمال « 5 »
بود كز در ما تو تنها درآئى * تو تنها درآئى ، تو با ما « 6 » درآئى
تنى چند بىجان همه چشم بر در * كه تنها درآئى به تنها درآئى
به ديوانگى سر بر آرند عشّاق * كه شايد ز بهر تماشا درآئى
خوش آن دم كه خنجر به كف بر سر ره * خرامان به قصد سر ما درآئى
به جاى گياه از زمين چشم رويد * تفرّج كنان چون بصحرا درآئى
هامش
( 1 ) - عق برابر متن و اصلى : درج حقيقت .
( 2 ) - با نسخ چاپى برابر .
( 3 ) - عنوان از اصلى و غزل مطابق با عق .
( 4 ) - چ ش : بطريق .
( 5 ) - عنوان از اصلى و غزل مطابق با عق .
( 6 ) - چ پ ، چ ش : آئى و با ما .