( 895 ) جمال « 1 »
سرخستگان ندارى به گذار ما نيائى * غم كشتگان ندارى به مزار ما نيائى
تنم ار غبار گردد ، به رهگذارت افتد * تو بگردى از ره خود به غبار ما نيائى
به غمى نبوده پابست ، نشد « 2 » زمامت از دست * تو كه بار غم ندارى به قطار ما نيائى
ز خرابهء وفايم تو ز شهر بىوفائى * ز تو چون وفا نيايد به ديار ما نيائى
دلم از غم ميانت شب و روز مىگدازد * نشويم تا چو موئى به كنار ما نيائى
نشود خرابهء دل ز عمارت تو آباد * تو از اين سرا برون رو تو به كار ما نيائى
چه شكايت است اى فيض كه شنيده است هرگز * كه كسى به يار گويد تو به كار ما نيائى
( 896 ) جمال « 3 »
دل آواره را در كوى خود آوارهتر كردى * من بيچاره را در عشق خود بيچارهتر كردى
دلم خوكارهء « 4 » ذوق شراب حسن خوبان بود * ز چشم و لب شرابم دادى و خوكارهتر كردى
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى و عق .
( 2 ) - چ پ ، چ ش ، عق : نشده .
( 3 ) - عنوان از اصلى و عق .
( 4 ) - خوكاره : تركيب لطيفى است نو و از ابداعات شاعر .