تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1210

مساهمون:

ص١٢١٠

( 891 ) جمال « 1 »

كى پسندى تو جفا بر من مسكين كى كى * تو و انديشهء اين كار ، خدا را هى هى
معدن مهر و وفا و آنگه ازو جور و جفا * حاش للّه كى آيد ز تو اين‌ها كى كى
در ديم وعدهء وصلت به بهار اندازى * باز چون فصل بهار آيد گوئى دى دى
زخم بر من زنى و دست من آلوده كنى * تا چو « 2 » گويند ، كه زد زخم بگوئى وى وى
به سكه با ناله و زارى دل من خو كرده است * چون شوم خاك نرويد ز گِل من جُز نى
مى انگور نخواهم كه بود تلخ و پليد * لب شيرين تو خواهم بمكم پىدرپى
جرعه‌اى از لب لعلت اگرم دست دهد * تا ابد موى به مويم همه گويد ، مى مى
گر به خاكم گذرى ، رقص كنان برخيزم * وز سر شوق زنم نعرهء يا حى يا حى
هاىوهوئى بكن اى فيض بود كز طرفى * ناگهان بر سرت آيد كه رسيدم هى هى « 3 »

( 892 ) حق حاشيه اصلى « 4 »

چون تو نبوده دلبرى ، در هيچ بومى و برى * در هيچ بومى و برى چون تو نبوده دلبرى
چشمى نديده گوهرى مانند تو در هر دو كون * مانند تو در هر دو كون چشمى نديده گوهرى
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى و عق . ( 2 ) - چ ش : تا چه . ( 3 ) - برابر چ پ . ( 4 ) - عنوان از اصلى و عق و در تمام نسخ بىتفاوت .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1210 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى