هر جامه نيك اخترى از مهر رويت مستنير * از مهر رويت مستنير ، هر جامه نيك اخترى
هر سرورى ، هر مهترى ، رام و اسير و بندهات * رام و اسير و بندهات هر سرورى هر مهترى
سوزيده هر بالوپرى در آتش سوداى تو * در آتش سوداى تو سوزيده هر بالوپرى
گم گشته هرجا رهبرى در راه بىپايان تو * در راه بىپايان تو گم گشته هرجا رهبرى
از باغ وصل تو برى كى فيض را روزى شود * كى فيض را روزى شود از باغ وصل تو برى
( 893 ) جمال « 1 »
اى آنكه هرگز در دو كون چون تو نبوده دلبرى * چشمى نديده مثل تو مهطلعتى ، سيمين برى
مهطلعتى ، سيمين برى شكرلبى سنگيندلى * شكّرلبى سنگيندلى عيّارهء افسونگرى
چشمت به خون مردمان تيرى نهاده در كمان * تيرى نهاده در كمان « 2 » ، پرفتنهء جادوگرى
پرفتنهء جادوگرى ، خونخوارهء خونبارهاى * مست خرابى ظالمى ويران كنى غارتگرى
بهر شكار خاص و عام بنموده دانه زير دام * نامش نهاده خال و زلف از مشگ تر يا عبهرى « 3 »
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى و عينا غزل برابر عق .
( 2 ) - چ ش : بر گمان ، چ پ : بر كمان .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : عنبرى ، اصلى و عق برابر متن امّا گمان مىكنم مآخذ چاپى درستتر باشد .