تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1208

مساهمون:

ص١٢٠٨
هر جانورى غمت بجان بگزيده * و اندر طلب تو باشدش پويائى
مرغ سحر از درد تو دارد افغان * وز عشق تو عندليب شد شيدائى
از فرقت تو فاخته گويد كوكو * وز بهر تو مىزند نوا ، مامائى
از درد تو غنچه را بود تنگدلى * داغ تو به لاله داده خون‌پالائى
خون در دل نافه بوى زلفت كرده * از چشم تو آهوان شده صحرائى
نگذاشته داغ تو دلى را بىدرد * سوداى تو كرده عالمى سودائى
فيض از غم هجرت همه شب نالانست * روزى بود از دلش گره بگشائى

( 888 ) جمال « 1 »

اى كه خواهى كه دل ما به جفاها شكنى * نكنى هى ، نكنى هى ، نكنى هى نكنى
طاقت سنگ جفا شيشه دل كى دارد * نزنى هى ، نزنى هى ، نزنى هى نزنى
نخل اميد تو كز وى چمن دل تازه است * نكنى هى ، نكنى هى ، نكنى هى نكنى
اى كه گفتى نكنم چاره درد تو به ناز * بكنى هى ، بكنى هى ، بكنى هى بكنى
عهدها چون دل ما چند شكستى و دگر * شكنى هى شكنى هى شكنى هى شكنى
دوست را از نظر خويش چرا بىجرمى * فكنى هى فكنى هى ، فكنى هى فكنى
گفتى اى فيض من از عشق بتان دل بكنم * نكنى هى نكنى هى ، نكنى هى نكنى « 2 »
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى و عق . ( 2 ) - اين شيوهء غزلسرايى فيض كاشانى مشابه به ترجيعات عارفانه مولانا در غزليات شمس مىباشد كه بدان توجّه خاص داشته‌اند .