در چاه بابلم به يكى موى خود بيست * گفت اى اسير زلف چليپا چگونهاى ؟
اى خانهزاد عشرت و پروردهء طرب * در لجّهء محيط غم ما چگونهاى ؟
اى « فيض » خويش را به غم عشق ما سپار * و آنگه ببين كه در كنف ما چگونهاى ؟ « 1 »
( 873 ) حق « 2 »
با جذب دوست اى دل شيدا چگونهاى ؟ * اى قطره با كشاكش دريا « 3 » چگونهاى ؟
اى طاير خجسته پى مرغزار انس * در تنگناى وحشت دنيا چگونهاى ؟
هيچ از مقام « 4 » اصلى خود ياد مىكنى ؟ * دور از ديار خويشتن ، اينجا « 5 » چگونهاى
كو روزگار عشرت بزم « 6 » وصال دوست * بىيار دلنواز خود ، آيا چگونهاى ؟
كو چشم مست ساقى و كو آن لب چو لعل * مخمور مانده بىمى و مينا چگونهاى ؟
مىآيد اين سروش ز جانان نفس نفس * كاى جان اسير غربت تنها « 7 » چگونهاى ؟
با موجههاى قلزم هجران چه مىكنى * در كام اژدهاى غم ما چگونهاى ؟
ز آن روزها كه بود سرت در كنار ما * شبها چو ياد مىكنى آيا چگونهاى ؟
اى در وصال ، ما گذرانيده سالها * امروز در مفارقت ما چگونهاى ؟
بعد از وصال ، يا غم هجران چه مىكنى * با ما چگون بودى و بىما چگونهاى ؟
اى ديدهاى كه آن گل رخسار ديدهاى * بىآن جمال روشن و بينا چگونهاى ؟
چونى در ابتلاى بلاى فراق « فيض » * اى وصل دوست داده به دنيا چگونهاى ؟
هامش
( 1 ) - اين غزل در تمام نسخ خطى و چاپى مآخذ بدون تفاوت آمده است
( 2 ) - عنوان از اصلى و عق .
( 3 ) - چ ش : دربا .
( 4 ) - چ پ : منام .
( 5 ) - چ پ ، چ ش : ديار خويش در اينجا .
( 6 ) - چ ش : عشرت و بزم ، چ پ : عسرت و بزم .
( 7 ) - چ پ ، چ ش : غربت دنيا .