تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1196

مساهمون:

ص١١٩٦

( 871 )

بيابيا كه اسيران‌نواز آمده‌اى * بيابيا كه رقيبان گداز آمده‌اى
بيا و ديدهء عشّاق را منوّر كن * كه حسن ماهرخان را طراز آمده‌اى
بيابيا كه ز سر تا به پا نيازم من « 1 » * بيابيا كه تو هم مست ناز ، آمده‌اى
ز پاى تا سر حسنى و لطف و مهر وفا * بيابيا كه به سامان و ساز آمده‌اى
به كف گرفته دل و جان ، بجان و دل خلقى * تو بهر غارت آن تركتاز آمده‌اى
بجانب تو روان بود جانم از شوقت * اگر غلط نكنم پيش باز آمده‌اى
سرى به پاى تو مىخواست دل كه در بازم * بيابيا كه بسى دلنواز آمده‌اى
فداى خوى تو گردم كه با هزاران نازم * به كار سازى اهل نياز آمده‌اى
به‌پاى تو قدمى صد هزار فرسنگ است * بيا كه از ره دور و دراز آمده‌اى
شبى به خلوت ما مىتوان بسر بردن * اگر چه از سر تمكين و ناز آمده‌اى
كبوتر دل اگر صد هزار صيد كنى * يكى نساخته بسمل كه باز آمده‌اى
بگوى فيض از اين گونه شعرهاى لطيف « 2 » * ميان اهل سخن سرفراز آمده‌اى

( 872 ) حق « 3 »

در عشق دوست اى دل شيدا چگونه‌اى ؟ * اى قطره ، با كشاكش دريا چگونه‌اى ؟
ياد آور اى عدم ، ز نهانخانهء قدم * پنهان چگونه بودى و پيدا چگونه‌اى ؟
جمعى به ساحل از كشش ما در اضطراب * اى غرق بحر عاطفت ما چگونه‌اى ؟
در بحر بىكنار ، كنارم كشيد و گفت * بىما چگونه بودى و با ما چگونه‌اى
من جلوه نانموده تو از خويش مىشدى * امروز غرق بحر تجلّى چگونه‌اى ؟
بازم ز خويش راند و به كنج غمم نشاند * گفت اى نشانه تير بلا را چگونه‌اى ؟
هامش
( 1 ) - چ ش : ببازم من . ( 2 ) - چ ش و چ پ : بگوى شعر ازين گونه شعرها اى فيض . ( 3 ) - عنوان از اصلى و عق .