جان مرا جانان بود جانم تن و او جان بود * او كى ز من پنهان بود ، سبحانه ، سبحانه
هم جان و هم جانان من هم مايهء درمان من * سرمايهء احسان من ، سبحانه سبحانه
گه منع و گه احسان كند گه درد و گه درمان كند * او هر چه خواهد آن كند سبحانه ، سبحانه
گاهى ازو گريان شوم گاهى ازو خندان شوم * او هر چه خواهد آن شوم ، سبحانه ، سبحانه
گه سازدم ، گه سوزدم ، گه درّدم ، گه دوزدم * گه مستى آموزدم ، سبحانه ، سبحانه
جان غرق شد در بحر او دل گم شد اندر هاىوهو * اى فيض بس كن گفتگو ، سبحانه ، سبحانه
( 867 ) در سريان توحيد « 1 »
سكينهء دل و جان ، لا إله الّا اللّه * نتيجهء دو جهان لا إله الّا اللّه
زبان حال و مقال « 2 » همه جهان گويد * به آشكار و نهان لا إله الّا اللّه
به گوش اهل حقايق رسد بهر لحظه « 3 » * ز جُزو جُزو جهان لا إله الّا اللّه
ز شوق دوست به بانگ بلند مىگويد * همه زمين و زمان لا إله الّا اللّه
تو گوش دار « 4 » كه تا بشنوى زهر ذرّه * چو آفتاب عيان لا إله الّا اللّه
همين نه مؤمن توحيد مىكند بشنو * ز سومنات مغان لا إله الّا اللّه
نوشتهاند به گرد عذار مغبچگان * به خط سبز عيان لا إله الّا اللّه
جمال و زيب بتان غمزههاى معشوقان * به رمز كرد بيان لا إله الّا اللّه
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى و عق .
( 2 ) - چ پ : مقام .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : به گوش جان رسدم اين سخن بهر لحظه .
( 4 ) - متن اصلى : به هوش اى ، چ پ ، چ ش : تو گوش باش .