خطا بود آنچه گفتم و آنچه كردم * از آنها الفرار استغفر اللّه
ز كردار بدم صد بار توبه * ز گفتارم هزار استغفر اللّه
شدم دور از ديار يار اى فيض * من مهجور زار ، استغفر اللّه
( 866 ) حق « 1 »
گفتى مرا كن ذكر هو ، سبحانه ، سبحانه * من از كجا و ياد او ، سبحانه ، سبحانه
بايد چو ذكر هو كنم در سينه نقش او كنم * تا روى دل آنسو كنم ، سبحانه ، سبحانه
كى مىتوانم ذكر او ، كى مىتوانم فكر او * كى مىتوانم شكر او سبحانه ، سبحانه
امرش نبودى گر مرا ، كى ذكر من بودى روا * من از كجا او از كجا سبحانه ، سبحانه
از پيش من كى مىرود ، از من جدا كى مىشود * نسيان و يادش چون شود سبحانه ، سبحانه
خود ذكر اويم سربهسر ، گرچه ز ذكرم بىخبر * وز خود نمىدارم « 2 » خبر ، سبحانه ، سبحانه
ذكرم من و ، او ذاكر است شكرم من و شاكرم است * عينم من و او ناظرست « 3 » سبحانه ، سبحانه
هم ذاكر و مذكور او ، هم شاكر و مشكور او * هم ناظر و منظور او ، سبحانه ، سبحانه
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى و عق .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : نمىدانم .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : ناظرم .