تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1183

مساهمون:

ص١١٨٣
( 855 )
يا رب اين مخمور را در بزم مستان بار ده * وز شراب لايزالى ساغر سرشار ده
يك دو غمزه زان دو چشمم ساقيا هر بامداد * يك دو بوسه زان لبان هم « 1 » در شبان تار ده
دور عقل آمد بسر ، گفتار واعظ شد كساد * عشق را بگشا دكان و رونق بازار ده
وقت مستى و طرب آمد ، خرد را عذر خواه * بزم مستان را بيارا ، مطربان را بار ده
مسجد و محراب و منبر پر شد از زرق و ريا * هان در ميخانه بگشا ، راستان را بار ده
كفر صادق خوش‌تر از ايمان كاذب آيدم * سبحه بستان از كف من ، در عوض زنّار ده
آتشى از عشق افروز ، اهل غفلت را بسوز * دردها را كن دوا ، بيمار را تيمار ده
زاهدان خشك را بگذار با جهل و غرور . * خيل رندان را مى از جام هو الغفار ده
زاهدان را نيست در خور ، عشقبازى كار ماست * عام را زين باده كم ده ، خاص را بسيار ده
مىكشد ساقى خمارم باده را تعجيل كن * ( فيض ) را از جام باقى عيش بىآزار ده
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : لبانم در .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1183 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى