تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1178

مساهمون:

ص١١٧٨
گروهى بيدل و دين مست و بى خود گشته از جامى * گروهى بىسر و پا بر در خمّار « 1 » افتاده
گروهى مست و لا يعقل ز كف داده زمام دل * گروهى با كمال معرفت هشيار افتاده
گروهى در درون جبّه و دستار مىرقصند * گروهى را ز مستى جبّه و دستار افتاده
گروهى در طريق معرفت گم كرده عارف را * گروهى قيل و قال آورده در گفتار افتاده
گروهى همچو من گاهى سخنگو گشته از هرجا * گهى با خويشتن در چالش و پيكار « 2 » افتاده
بزن در دامن مردى كه كار افتاده باشد دست * تو چون خود نيستى اى فيض مرد كار افتاده

( 850 )

اى دوست بيا كه طاقتم طاق شده * جان و دل من « 3 » به وصل مشتاق شده
شبها تا كى شمارم اختر ، گويى * چشمم « 4 » همه وقف اين كهن طاق شده
جان مانده ز فكر و ذكر و تن هم ز عمل * بر دوش روان بار بدن شاق شده
نه صبر بدل مانده نه قوّت به بدن * اعضاى رئيسه روح را عاق شده
اجزاى تنم ز يكديگر پاشيده * شيرازه گسسته ، دفتر اوراق شده
گفتن به اشاره رفتنم با دست است * مژگانست زبان و ساعدم ساق شده ؟
چندى غم و خرّمى به هم مىخوردم * هر جرعه كنون غميست راواق « 5 » شده
هامش
( 1 ) - چ پ : در ره خمّار ، چ ش : در رهت . ( 2 ) - چ ش : حايش و پيكار ، عق : چالش و بيكار ، اين بيت در چ پ نيست . ( 3 ) - چ پ ، چ ش ، عق : دل و دين به . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : جسمم . ( 5 ) - راوق همان راوق است كه به ضرورت قافيه « راواق » شده .