( 833 ) حق « 1 »
خوشه چين حسنم من گرد خرمنت اى ماه * بر اميد احسانى آمدم بدين درگاه
حسن كم نمىگردد نااميد مپسندم * خستهء گدائى را از درت مران اى شاه
جز ره تو « 2 » راهى نيست ، جز درت پناهى نيست * جز تو پادشاهى نيست ، لا إله الا اللّه
چون روم من از كويت ؟ چون بجز ره و رويت * هيچ جا نبينم روى ، هيچ سو « 3 » نيابم راه
تا به چند ريزم اشك ، تا به كى خورم حسرت ؟ * اى فراق تو خونريز ، وى هواى « 4 » تو جانكاه
لطف كن مرا جامى از شراب مستانت * تا ز راه لا آيم تا سراى الّا اللّه
وامگير از ( فيضت ) ، فيض خويش را يكدم * اى ز دامن وصلت دست عاشقان كوتاه
( 834 )
از دست شد ز شوقت ، دستى برين دلم نه * بر باد رفت خاكم ، پايى برين گلم نه
محصول عمر خود را در كار عشق كردم * يك پرتو از جمالت در كار و حاصلم نه
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى .
( 2 ) - عق : جز در تو .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : هيچ جا .
( 4 ) - چ پ ، چ ش : وى فراق تو .