تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1132

مساهمون:

ص١١٣٢
خاكسارى ديد و رنج و محنت « 1 » و عجز و شكست * شد تمام و پخته و دانا و بينا ممتحن
باز در جاى قديم خويش مىگيرد قرار * رسته از آزار تن ، خالص ز لاف ما و من
مىشود قربان جان ما ، تن ما عاقبت * فيض چندى صبر كن بر رنج تن ، اى جان من

( 791 )

در دل هر ذره مهر جان ما دارد وطن * مىكشد بهر گل جان خارهاى جور ، تن
اين جهان و آن جهان از جان گريبان كرد چاك « 2 » * تا دهد جا جان ما را در درون خويشتن
هر كه قدر جان پاك ما شناسد چون ملك * سجده آرد جسم ما « 3 » را ز آنكه شد جان را وطن
كرد تعظيم تن ما بهر جان ما ملك * زانكه بوى حق شنيد از جان ما در خاك تن « 4 »
خاك ما دارد شرف بر جان ابليس لعين * زانكه اين تن داد جان را ، « 5 » آن ز حق دزديد تن
نور حق پنهان شد اندر خاك از چشم عدو * نور آتش ديد در خود گفت كى باشد چو من ؟
اجر چندين‌ساله طاعت رفت از دستش برون * چونكه پا بيرون نهاد از انقياد ذو المنن
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : ديد و عجز و محنت و رنج و شكيب . ( 2 ) - چ پ ، چ ش : چاك كرد . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : جان ما . ( 4 ) - چ پ ، چ ش : فاقد اين بيت است . ( 5 ) - چ پ ، چ ش : حق را .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1132 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى