نويد خرّمى آمد ز بهر سينهء غمگين * برات خوشدلى آمد براى ديدهء گريان
فرح آمد فرح آمد برون آ از غم و اندوه * سرور آمد سرور آمد برآ از كلبهء احزان
نشاط آمد نشاط آمد غم و اندوه و دل طى شد * به گوشم زان ديار نويد عيش جاويدان
معطر شد دماغ دل « 1 » منوّر گشت چشم جان * ز بوى زلف دلدار و فروغ طلعت جانان
چو دستت داد اين نعمت بكن از هر دو عالم دل * اثر مگذار از فيض و بر آ از عالم امكان
( 729 ) عشق « 2 »
اى دواى درد بىدرمان من * مرهم داغ دل بريان من
اى كه هم جانى و هم جانان من * اى كه هم دينى و هم ايمان من
در غم تو بىسر و سامان شدم * هم سر من باش و هم سامان من
از سر هر دو جهان برخاستم * تا تو هم اين باشى و هم آن من
خانومانم گو برو در راه تو * بس بود عشق تو خانومان من
گنج مهر خود نهادى در دلم * كردى آباد اين دل ويران من
محو كن بود و نبودم تا ز فيض * آن تو ماند نماند آن من
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : دماغ من ، اين غزل در « عق » نيامده .
( 2 ) - عنوان از اصلى ، بىتفاوت در تمام نسخ .