تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1076

مساهمون:

ص١٠٧٦

( 716 )

از بوى مى عشق به رنگ آمده‌ام * باز شه عشق را به چنگ آمده‌ام
كى باشد عاشقى دچارم گردد * از صحبت عاقلان به تنگ آمده‌ام
شد خسته به خار زهد اوّل قدمم * ره را همگى به‌پاى لنگ آمده‌ام
مقصد بطلب « 1 » ز سختى راه مپرس * در هر قدمى پاى به سنگ آمده‌ام
عمرم بشتاب رفت هنگام شباب « 2 » * پيرانه‌سر اين ره بدرنگ آمده‌ام
در صورت اگر به عاقلان مىمانم * در معنى ليك شوخ و شنگ آمده‌ام
در سينهء دوستان سرورم « 3 » چون فيض * در ديدهء دشمنان خدنگ آمده‌ام

( 717 )

از كشمكش خرد به تنگ آمده‌ام * وز نام پسنديده به ننگ « 4 » آمده‌ام
ازبس‌كه ز خويش ناخوشيها ديدم * با خويش چو بيگانه به جنگ آمده‌ام
تا ديو فكنده دام « 5 » ، افتاده به دام * تا نفس گشاده كف ، بچنگ آمده‌ام
يك‌ذره نماند نور اسلام بدل * گويى كه به تازه از فرنگ آمده‌ام
شد روى دلم سياه از رنگ گناه * از كشور روم سوى زنگ آمده‌ام
شهوت چو نماند در غضب افزودم * از خوك‌چرانى به پلنگ آمده‌ام
گر رنگ اميد نيست بر چهرهء فيض * از سيلى بيم ، سرخ رنگ آمده‌ام
هامش
( 1 ) - عق ، چ پ ، چ ش : مقصد بنگر . ( 2 ) - چ ش : هنگام شتاب . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : سرودم . ( 4 ) - عق : نام نكوى خود به ننگ ، چ پ : مانند متن و بجاى ننگ « تنگ » . ( 5 ) - عق : نهاده دام .
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 1076 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى