برخاست ز جانم غم و پيكان تو بنشست * تيرى كه زدى بر دل من شست تو نازم
از پاى در افتاد هر آنكس كه سرى داشت * طرز نگه چشم سيه مست تو نازم
زد بر صف عشّاق و صف خويش نگه داشت * خونريزى مژگان زبردست تو نازم
كردى نگهى خفيه دل فيض ربودى * چشم خوش پرشعبدهء مست تو نازم « 1 »
( 658 )
روزها در طلبت مىپويم * در فراقت همه شب مىمويم
قصهء شوق تو از خود با خود * دم به دم مىشنوم مىگويم
در سراپاى بتان حسن ترا * تو به تو موى بمو مىجويم
رنگ و بويت ز خيالم نرود * چون شوم گل همه گل مىرويم
در غمت بهر وضو وقت نماز * ز آب ديده رخ خود مىشويم
در تمناى لقايت چون فيض * كوبكو بىسر و پا مىپويم
سر سوداى تو دارم چه كنم * مىدوم « 2 » مىطلبم مىجويم
( 659 ) عشق « 3 »
به ياد منزل سلمى بر اطلال و دمن گردم * به بوى آن گل رعنا بر اطراف چمن گردم
ز پيش من برفت او با دل صد جاى ريش من * ز حسرت در فراقش چون غريبان در وطن گردم
هامش
( 1 ) - غزل بدون تفاوت در تمام نسخهها .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : مىروم .
( 3 ) - عنوان از اصلى .