( 638 ) جمال « 1 »
اى ز الطاف تو شيرين كامم * تهى از باده مگردان جامم
چون در خانه برويم بستى * ماه رويت بنما از بامم
اى كه نامت بودم ورد زبان * چه شود گر تو بپرسى نامم
من كه پيوسته ثنا گوى توام * سزد ار گاه دهى دشنامم
دلبرا چارهاى آموز مرا * تا به كى زهر غمت آشامم
مردم از غصّه و كارم نگشود * سوختم ز آتش عشق و خامم
كام فيض از لب خود شيرين كن * اى ز الطاف تو شيرين كامم « 2 »
( 639 ) جمال « 3 »
شهد لطفست گهى در كامم * زهر قهرست گهى در جامم
گه مى تلخ دهى زان لب و چشم * گاه نقل شكر و بادامم
گاهى از لطف كنى تحسينم * گاهى از قهر دهى دشنامم
من گرفتار توام حاجت نيست * زحمت آنكه كشى در دامم
روز و شب مىنشناسم الّا * وصل تو صبح و فراقت شامم
سوختم ز آتش هجران و هنوز * در ره چارهء وصلت خامم
فيض را شكّر وصلت بچشان * چند در هجر تو زهر آشامم « 4 »
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى .
( 2 ) - در همه نسخهها بىتفاوت .
( 3 ) - عنوان از اصلى
( 4 ) - در همه نسخهها بىتفاوت .