( 580 )
از دم صبح ازل با عشق يار و همدميم * هر دو با هم زادهايم از دهر با هم توأميم
هر دو پستان فطرت شير با هم خوردهايم * يك صدف پرورده ما را هر دو در يك يميم
مىدرخشد نور عرفان از سواد داغ ما « 1 » * چشم ما اين داغ و ما چشم و چراغ عالميم
جان ما را اتّحادى هست با سلطان عشق * نيستيم از هم جدا هرگز هميشه با هميم
در حريم دوست ما را نيز چون او بار هست * هر كجا عشقست محرم ما همانجا محرميم
مىرساند عشق ما را تا جناب كبريا * گرچه جسم ما ز خاك و ما ز نسل آدميم
روز اوّل گر ملك از سايهء ما مىرميد * ما كنون از نارسيهاى ملايك در رميم « 2 »
در خم قتلست ما را گر فلك از كجروى * پا نهادن بر سرش را راست ما هم در خميم
در ازل شير غم از پستان محنت « 3 » خوردهايم * ما چه غم داريم از غم دست پرورد غميم
كهنه غربال فلك گر بر سر ما بيخت « 4 » غم * بر سر خاك غم اكنون يك دو دم در ماتميم
هست ما را مختلف احوال در سير و سلوك * گه ز هر بيشيم بيش و گاهى از هر كم كميم
گاه بر فوق سماواتيم و گه بر روى خاك * گاه درياى محيطيم و گهى ديگر نميم
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : داغ دل .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : در هميم .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : پستان مادر .
( 4 ) - چ پ ، چ ش ، عق : ريخت .