تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 899

مساهمون:

ص٨٩٩
گفتم ميم ده « 1 » تا مست گردم * گفتا كه پيش آ مى « 2 » از لبم نوش
چون پيش رفتم تا گيرمش لب * لب ناگرفته رفت از سرم هوش
زان پس دگر من خود را نديدم * تا آنكه گشتم از خود فراموش
گويى كه من خود هرگز نبودم * او بوده تنها من بوده روپوش
بودم نقابى يا خود سرابى * او بوده هم دوش خود را در آغوش
نى مست بودم نى هست بودم * بودم خيالى در خواب خرگوش
اين قصه را فيض جائى نگويى * مىدار در دل مىباش خاموش

( 500 ) جمال « 3 »

دل برد « 4 » از من ترك قباپوش * بستم كمر من در خيل هندوش
از حد چو بگذشت ايّام هجرش * در خفيه رفتم تا بر سر كوش
گفتم وصالت گفتا ايراخ در « 5 » * تا وقتش آيد اكنون تو مىكوش
گفتم نگاهى گفتا كه زودست * چندى به حسرت خون جگر نوش
گفتم كه لطفى گفتا كه خامى * در ديگ قهرم يك چند مىجوش
گفتم كه زلفت زد راه دينم * گفتا چه دينى ؟ پُرزهد مفروش
گفتم كه هجرت بنياد من كند * گفتا كه اى فيض بيهوده مخروش
رفتم كه ديگر حرفى بگويم * بر لب زد انگشت يعنى كه خاموش
هامش
( 1 ) - چ پ : ميم داده . ( 2 ) - چ ش : آبى از . ( 3 ) - عنوان از اصلى . ( 4 ) - چ پ : دل از كفم برد ، چ ش : دل از من برد . ( 5 ) - در حاشيه « ايراخ در » تركى و بمعنى راه دور است آمده چ پ ، چ ش : گفتا رخ دوست .