( 483 ) جمال « 1 »
تا در رخت ديد سيماى آتش * شد اين دل من ماواى آتش
از عشق نامى من مىشنيدم * كى ديده بودم درياى « 2 » آتش
از رشك رويت وز رشك خويت * سوزد سراپا اجزاى آتش
زلف سياهت بر روى ماهت * مانند دوديست بالاى آتش
تا در دل من جا كرد عشقت * جا كرد در سر سوداى آتش
بر سينهام گوش بگذارد آن كو « 3 » * نشنيده « 4 » باشد غوغاى آتش
در آتشت فيض در فيضت آتش * هم آتش جا هم جاى آتش
( 484 ) عشق « 5 »
در عشق ديدم ، غوغاى آتش * زين پس ندارم « 6 » پرواى آتش
گو « 7 » آشنا شو با عشق آن كو * خواهد ببيند درياى آتش
در آتش عشق هر كس كه سوزد * كى باشد او را پرواى آتش
دوزخ ندارد بر عاشقان پاى * كاين دست عشقست بالاى آتش
در عالم عشق من هر دو ديدم * درياى آتش صحراى آتش
اندر سرم آ بهر « 8 » تماشا * بشنو در آنجا هيهاى آتش
تا هر كه آيد جز دوست سوزد * شد اين دل فيض مأواى آتش
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى .
( 2 ) - چ ش : در پاى .
( 3 ) - چ ش : بگذار و آنگه ، چ پ : فاقد بيت .
( 4 ) - چ ش : تا نشنيده .
( 5 ) - عنوان از اصلى .
( 6 ) - چ پ : ندادم .
( 7 ) - چ ش : كو .
( 8 ) - چ ش : سرم من بهر .