تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 877

مساهمون:

ص٨٧٧

( 472 )

به كين غم فلك برخاست « 1 » امروز * بيا ساقى كه روز ماست امروز
بگردان جام مى دوران شاديست * هواى ساغر و ميناست امروز
به گردش آر چشمان تو ميناست * لبانت ساغر صهباست امروز
به خواب آمد مرا خورشيد امشب * فروغت بزم ما آراست امروز
گران از بزم رفت و يار بنشست * غم از جان و دلم برخاست « 2 » امروز
صفاى سينه‌ها و بادهء صاف * جدال محتسب بيجاست امروز
قيامت قامتى از جاى برخاست « 3 » * از آن قامت مرا فرداست امروز
مشو غافل كه در مژگانش اى فيض * به قتل ما اشارتهاست امروز
ز تو خنجر ز من بنهادن سر * مرا عيد و ترا اضحاست امروز

( 473 )

برون آى و خورشيد رخ برفروز * شب فرقت ماست مشتاق روز
ز هجر تو تا چند سوزد دلم * جمالى برافروز و هجران بسوز
فراق تو تا كى گهى وصل هم * همه شب مده گاه شب گاه روز
دلا وصل و هجران شب و روزيست * گهى اين گهى آن بساز و بسوز
گهى مست شو گاه مخمور باش * گهى پرده در باش و گه پرده‌دوز
چو زاهد ز مستيت پرسد بگو * مرا جائز آمد ترا لا يجوز
مجو وصل دايم تو اى فيض ازو * نه‌اى قابل اين سعادت هنوز « 4 »
هامش
( 1 ) - چ ش : برخواست . ( 2 ) - چ ش : برخواست . ( 3 ) - چ ش : برخواست . ( 4 ) - در تمام نسخ برابر .