تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 874

مساهمون:

ص٨٧٤

( 469 ) عشق « 1 »

به ياد عشق ما مىسوز و مىساز * به درد بىدوا مىسوز و مىساز
سفر ديگر مكن زينجا به جايى * در اقليم بلا مىسوز و مىساز
چو پروانه به دل نوريت گر هست * به گرد شمع ما مىسوز و مىساز
چو بلبل گر هواى باغ دارى * درين گلزار ما مىسوز و مىساز
دلت از جور ما گر تيره گردد * به اميد صفا مىسوز و مىساز
به حلواى وصالت گر اميدست * درين ديگ جفا مىسوز و مىساز
گهى در آتش ما شعله مىزن * به خوى تند ما مىسوز و مىساز
گهى در فرقت ما صبر مىكن * به اميد لقا مىسوز و مىساز
گه « 2 » از وصل خوش ما كام مىجوى * درين نور و ضياء مىسوز و مىساز
سر زلفم اگر در شستت آيد * در آن دام بلا مىسوز و مىساز
وفا از ما مجو ما را وفا نيست * درين جور و جفا مىسوز و مىساز
كسان عشق بتان ورزند اى فيض * تو در عشق خدا مىسوز و مىساز

( 470 )

اى كه در گلزار حسنش « 3 » مىخرامى مست ناز * مىفكن گاهى نگاهى جانب اهل نياز
اى كه از سر تا به پا رويى چو خور بنماى روى « 4 » * تا ببينم شاهد حق ز آينهء ارباب راز
روى دارم سوى آن كو روى دارد سوى او * روى او پيداست در روى اسيران نياز
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - چ ش : كه . ( 3 ) - عق : معنا و اين غزل در جنگ قديم نيز هست . ( 4 ) - مصراع در جنگ قديم ، عق چنين : ( يك نظر سوى من افكن اى كه چشمى سر بسر )
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 874 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى