تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 870

مساهمون:

ص٨٧٠
تا تن همه جان شود درين ره * تا جان جانان شود درين كار
تا از من و تو اثر نماند * جز او نبود كسى درين دار
هم خود با خويش عشق بازد * هم خود باشد به خويشتن يار
نه عشق بماند و نه عاشق * ماند معشوق پاك از اغيار
اى فيض تو از ميانه برخيز * تا پرده بر افتد از رخ كار

( 465 ) كمال « 1 »

ما را پيوسته بسته بر كار * دارد با ما عنايتى يار
دادند به دست خلق ما را * پا بسته فتاده‌ايم در كار
دادند عنان به دست سفله * ما را كردند بر خسان خوار
هر دم به تن از كسى رسد رنج * هر دم به دل از خسى خلد خار
بر دوش گرفته بار خلقى * رانيم به ره خران بىبار
صد شكر خداى را كه يك دوش * از پهلوى ما نمىكشد بار
ما بر دل كس گران نباشيم * گو « 2 » بر دل ما گران شود بار
هر كو بر دوش خلق بارست * او را ندهند نزد حق بار
آن كس كه به گوشه‌اى نشيند * آسوده ز زحمت « 3 » خس و خار
نى بار نهد به دوش مردم * نى برگيرد ز دوش « 4 » كس بار
وارسته ز جور گلعذاران * فارغ ز جفاى خار اغيار
او را نشود كمال حاصل * او را نرسد عنايت از يار
از وى كمتر بگويمت كيست * راحت طلبان مردم آزار
زين قوم حذر كن اى برادر * از صحبتشان هزار زنهار
چون فيض ستمكش ار نباشى * بر خسته دلان مشو ستمكار
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - چ ش : كو . ( 3 ) - چ ش : ز رحمت . ( 4 ) - چ ش : بدوش .