تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 868

مساهمون:

ص٨٦٨

( 462 )

بكوش ساقى ، از آن باده ساغرى دست آر * كه بوى آن كند ارواح مست را هشيار
چو روح از آن بكشد دين و دل به باد دهد * چو عقل از آن بچشد افكند سر و دستار
به دل سرور بيارد ز سر غرور برد * به ديده نور ببخشد خرد خرد ز خمار
به يك پياله شود صد هزار عاقل مست * هزار روح « 1 » به يك جرعه زان شود هشيار
ز كج‌رويش از آن مى سپهر گردد راست * ز خواب غفلت از آن مى جهان شود بيدار
از آن ميى كه شود حى به ميّت ار بچكد « 2 » * از آن ميى كه به خار ار چكد شود گلزار
از آن شراب كه بالفرض زاهد ار نوشد * كند ميامن مستيش محرم اسرار
از آن شراب كه گر منكرى از آن بچشد * بر غم انف خودش در زمان كند اقرار
از آن شراب كه گرمست اين شراب خورد * رهد ز بادهء انگور و از صداع و خمار
خيال آن مى شيرين به كلّه شور افكند * نه صبر در دل من ماند بعد ازين نه قرار
خيال آن مى شيرين به كلّه شور افكند * به صبر تلخ مكن كام فيض زود بيار « 3 »
هامش
( 1 ) - عق ، چ پ ، چ ش : هزار مست . ( 2 ) - چ پ ، چ ش ، عق : شود زنده گر به مرده چكد . ( 3 ) - دو بيت ذيل اضافه از عق : ( ادامهء پاورقى در صفحهء بعد )
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 868 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى