تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 866

مساهمون:

ص٨٦٦

( 460 ) عشق « 1 »

شهر يارم آرزو شد در ديار درد يار * درد يارم برد آخر تا ديار شهريار
بود عقل و هوش يارم ، بردم از سر هوش ، يار * در طريق عشقبازى هستم اما هوشيار
آرزو بويى صبا سويم كه جانم آرزوست * هم بيار از من خبر بُرهم خبر از وى بيار
گفت آن مهرو كه هر مه ، رو نمايم همچو بدر * روى بنمود و هلالى گشتم اندر انتظار
بارها گفتم كه بارت مىكشم ، بارى بده * بر درت يك‌بار بارم « 2 » داردم در زير بار
چون از آن گلزار گشتم سوى گلزار آمدم * چون هزاران صد هزاران ناله كردم زارزار
روزگار من گذشت و روز كار « 3 » من گذشت * حاليا در ماتم خود مىگذارم « 4 » روزگار
راحَ روحى فى هواهُ راحَ قلبى من هموم * مرحبا بالموت راحاً « 5 » ليس فيها من خمار
فاض قلب الفيض من فيض الحكم فيضوضة * كالسحاب الماطر الفيّاض او فيض البحار
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - چ پ : بارت . ( 3 ) - چ پ ، چ ش : روزگار . ( 4 ) - عق : مىگزارم . ( 5 ) - اين راح بمعنى شراب و اصولا در اين غزل شاعر به تجنيس تام توجّه ويژه داشته .