نه يك جو وفائى نه يك ذره رحمى ، ببار آمدم * همه سعى من گشت بىاجر و باطل « 1 » ، نديدم ثمر
از آن زلف خم در خم پيچ پيچش ، به من مىرسد * بلاها بلاها قوافل قوافل ، به حالم نگر
اگر چشم ازآنرو بپوشم به تلخى ، شكيبا شوم * شود كار بر فيض دشوار و مشگل ، ز بد هم بتر « 2 »
( 448 ) كمال « 3 »
خود را به دست خواب مده اى پسر به زور * آن خواب را بمان كه نباشد ترا ضرور
خواب دراز گور مهياست بهر تو * كوتاه دار دست ازين خوابهاى زور
عمرى كه صرف بندگى حق توان نمود * باطل كنى به خواب زهى غفلت و غرور
خوابت چو بهترست ز بيداريت بمير * تا زودتر خلاص شوى از عذاب گور
چون بد ز نيك بيش كنى زودتر بمير * تا قصهء حساب نيفتد به دير و دور
برخيز و كارهاى دگر را تمام كن * كاين خوابها تمام نگردد مگر به گور
هر دم ز عمر مايهء انواع خوشدليست * ارزان مده ز دست دلا مايهء سرور
هر لحظهاى ز عمر تو گنج سعادتيست * تحصيل توشهاى كن از آن بهر راه دور
تحصيل علم و معرفتى كن به هر نفس * تا رايتى شود ز پس و پيش تو ز نور
از اهل معرفت چو نهاى ذكر دوست كن * يا سعى در حوائج بىدست و پا و كور
بر بندگى ببند دل و جان و دست و دل * باشد كه دست و پا نزنى در سؤال گور
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : گشت باطل نديدم .
( 2 ) - اين بحر از ابداعات ويژهء فيض كاشانى است كه كمتر ديده شده زيرا بحر كامل عروضى آن بحر متقارب است كه بر چهار بار « فعولن » تقطيع مىشود امّا فيض رحمه اللّه تعالى علاوه بر تكرار چهار بار فعولن يك فعولن به اضافه « فعل » آمده كه بر خلاف رسم گذشتگان رحمهم اللّه است .
( 3 ) - غزل از نسخهء اصلى اضافه شد و در نسخ ديگر وجود ندارد .