تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 845

مساهمون:

ص٨٤٥
عشق صيادست و دلهاى خلايق صيد او * عقلهاى ما اسيرش تا چها با ما كند
عشق معشوقست و معشوقست عشق اى عاشقان * كو كسى تا اين سخن در خاطر او جا كند
فيض بس كن زين سخنها ترسم ار شورى كنى * شعر خامت در ميان پختگان رسوا كند

( 437 ) جمال « 1 »

مستى ز شراب لب جانان مزه دارد * مى خوردن از آن لعل بدخشان مزه دارد
چون پرده براندازد از آن روى چو خورشيد * بر گردنش آن زلف پريشان مزه دارد
لعل لبش آن دم كه درآيد به تبسّم * شوريدن ما در شكرستان مزه دارد
مستان چو در آيد كه شود ساقى مستان * در پاى وى افتادن مستان مزه دارد
آن دانهء مشگين كه سپندست بر آتش « 2 » * بر عارض آن خسرو خوبان مزه دارد « 3 »
ظلمات بمان زلف برانداز و لبش بوس * خضر آب حيات از لب جانان مزه دارد
يك شب اگرم تنگ در آغوش در آيد * بيهوشى دل بيخودى جان مزه دارد
اى فيض بگو شعر ازين گونه كه در عشق * اين نوع سخنهاى پريشان مزه دارد
نى نى غلطم اين چه سخن بود كه گفتم * از روى بتان خواندن قرآن مزه دارد

( 438 ) جمال « 4 »

لعل لب تو چه با شكر كرد * وان لؤلؤ تر چه با گهر كرد
هامش
( 1 ) - عنوان از اصلى . ( 2 ) - چ ش : سفيدست و بر آتش . ( 3 ) - چ پ : فاقد بيت . ( 4 ) - عنوان از اصلى .