ماند به كسى دانا كو روز ببيند حسن * خوانندهء بىدانش آن را كه به شب بيند
اسرار طلب مىكن چون داد طرب مىكن * ورنه دهدت اجرى چون صدق طلب بيند
سر باز درين نعمت تن ده به غم و محنت * در تربيت جان كوش تن گرچه تعب بيند
عارف كه بود گمنام از جاه و حسب ناكام * معروف شود آنجا صد نام و لقب بيند
گر رنج برد حاجى صد گنج برد حاجى * سهلست اگر در ره يغماى عرب بيند
گر فيض بود خشنود از هر چه ز حق آيد * حق باشد ازو راضى پاداش ادب بيند
( 389 )
محنت اين سرا بكش روح نجات مىرسد * در ظلمات صبر كن آب حيات مىرسد
گر تو كنى به دوست رو تن بدهى به حكم او * صد مددش به جان تو از جذبات مىرسد
بهر حلاوت حيات تن به نبات جان بده « 1 » * چوب چو در شكر رود « 2 » شاخ نبات مىرسد
بار صلاة را بكش تلخى صوم را بچش * بهر صلاة و صوم ازو صد صلوات مىرسد
مالى اگر رسد برات از دل خوش بده زكات * در دو سرا دهنده را اجر زكات مىرسد « 3 »
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : نبات عشق ده .
( 2 ) - چ پ ، چ ش : رسد .
( 3 ) - چ پ : فاقد بيت .