نوجوانان چون به ياد نرگسش نوشيد مى * اوّل هر جرعهاى ياد من شيدا كنيد
در شب زلف نگار دلفريبى گشت گم * بهر من روزى دل گمگشته « 1 » را پيدا كنيد
از پى نظارهء ديوانگان دادند عقل * در گذشتن اى پرىرويان سرى بالا كنيد
از دل پرغصّهء ما تا گرهها وا شود * خوبرويان يكبهيك بند قباها وا كنيد
دل به تنگ آمد مرا از نام و ننگ عاقلان * ياريى مستان « 2 » مرا در عاشقى رسوا كنيد
فيض مىخواهد كه با مستان كند هم مشربى * بر در ميخانه آمد بهر او در وا كنيد
( 314 ) عشق « 3 »
تن در بلاى عشق دهم هر چه باد باد * سر در قفاى عشق دهم هر چه باد باد
كاهى دل شكستهء من عشق كهربا * اين كه به كهربا بدهم هر چه باد باد
چون در هواى او تن من ذره ذره رفت * جان هم به مهر دوست دهم هر چه باد باد
خود را به او سپارم و تسليم وى شوم * چون عشق گشت پادشهم هر چه باد باد
از جذب شور عشق به يك حمله از دو كون * اندر فضاى دوست جهم هر چه باد باد
در عشق دوست چون قدمم استوار شد * * سر در رهش به باد دهم هر چه باد باد « 4 »
دل بر كنم چو فيض ز بود و نبود خويش * از ننگ اين وجود رهم هر چه باد باد
( 315 ) عشق « 5 »
هر كجا داغ و درد و غم باشد * كاش بر جان من رقم باشد
نو بنو مرهميست بر دل ريش * درد و داغى كه دم به دم باشد
ز آتش عشقم ار بسوزد جان * يا شود شعله دل چه غم باشد
خام افسرده را چو بايد پخت * آتش عشق مغتنم باشد
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : گمگشتهاى .
( 2 ) - چ ش : يار بىمستان .
( 3 ) - عنوان از اصلى .
( 4 ) - چ پ : فاقد بيت .
( 5 ) - عنوان از اصلى و در همه نسخهها برابر .