تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
گشته‌ام بيگانه از خويش و تبار * عشق را پرواى خال و عم كجاست
شد مخمّر طينت آدم به غم * در بنىآدم دل خرّم كجاست « 1 »
نيست نوشى در جهان بىنيش غم « 2 » * يك گل بىخار در عالم كجاست
فيض تا كى شكوه از ابناى دهر * ناله كم كن محرم اين دم كجاست

( 196 )

غير دلدار وفادار كسى ديگر نيست * نيست اغيار و بجز يار كسى ديگر نيست
نيست در راسته بازار جهان غير يكى * خويش را اوست خريدار كسى ديگر نيست
ديدهء دل بگشا تا كه بينى به عيان * كه بجز واحد قهار كسى ديگر نيست
اوست باقى و دگرها همه در وى فانى * اوست در جمله نمودار كسى ديگر نيست
اهل عالم همه مستند ز صهباى فنا * غير آن ساقى هشيار كسى ديگر نيست
چشم بر هر چه گشوديم نديديم جز او * شد يقين آنكه درين دار كسى ديگر نيست
هان كه بازى ندهد عشوهء بيگانه ترا * آشنا اوست جز او يار كسى ديگر نيست
كو كسى تا كه كند غور سخنهاى مرا * بجز از صاحب گفتار كسى ديگر نيست
فيض از صاحب گفتار مزن دم زنهار * غير ديّار درين دار كسى ديگر نيست « 3 »

( 197 ) عشق « 4 »

يك محرم راز در جهان نيست * يك دوست به زير آسمان نيست
غير از غم عشق همدمى كو * كز صحبت او دلم گران نيست
فرياد ز دست اين گرانان * جان را ز عذابشان « 5 » امان نيست
من طاقت احمقان ندارم * جز مرگ سزاى احمقان نيست
يا رب يا رب غم تو خواهم * دل جز به غم تو شادمان نيست
تا يافت بكوى عشق راهى * دل را غم جان سر جهان نيست
هامش
( 1 ) - چ پ : مصراع دوم بيت سپس . ( 2 ) - چ پ : فاقد مصراع . ( 3 ) - در همهء نسخ بىتفاوت . ( 4 ) - عنوان از اصلى . ( 5 ) - چ ش : را از عذاب .