حق
اى حسن تو مجموعهء هر زيبائى * وى « 1 » هر دو جهان ز عشق تو شيدائى
نگذاشته داغ تو دلى را بىدرد * سوداى تو كرده عالمى سودائى
عشق
عشقى است جگرسوز و رهى دور و دراز * در گام نخست ماندهام زين ره باز
نى صبر ازو توان نه وصلش ممكن * اى دل تو ز غم بسوز و اى جان بگداز « 2 »
عشق
تو يار مرا نديدهاى معذورى * زان روى گلى نچيدهاى معذورى
از گلشن عشق « 3 » بر تو بوئى نوزيد * در زهدستان چريدهاى معذورى
حق « 4 »
سر خاك شد و نقش خيال تو نرفت * خون گشت دل و شوق وصال تو نرفت
هر چند ز هجران تو زنگار گرفت * ز آئينهء دل عكس جمال تو نرفت « 8 »
كمال
جان رفت و دلم ز غم نياسود هنوز * شد عمر و مرا اميد بهبود هنوز
هر چند كه قطع آرزوها كردم * چون درنگريدم آرزو بود هنوز « 5 »
كمال
اى فيض غم زيان سر سودت « 6 » هست * با اين همه درد اميد « 7 » بهبودت هست
هامش
( 1 ) - چ پ ، چ ش : وز .
( 2 ) - رباعى محذوف .
( 3 ) - چ پ ، چ ش : يار بوئى .
( 4 ) - عناوين از اصلى و عق به غير از آخرين رباعى كه عنوان آن از عق گرفته شده است .
( 8 ) رباعى در جنگ مورّخ 1093 نيز آمده .
( 5 ) - چ پ ، چ ش : رباعى محذوف .
( 6 ) - چ پ ، چ ش : هر سودت .
( 7 ) چ ش : همه در اميد .