تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
نديدم صوفئى كو را صفاى باطنى باشد * نديدم عارفى كو بهره‌اى باشد ز عرفانش
نديدم زاهدى ، زهدش براى آخرت باشد * نديدم اهل علمى باشد ايقانى در ايمانش
نديدم عابدى را باشدش اخلاص در نيّت * نديدم مُحسنى كز بهر عقبى باشد احسانش
نه ذوقى ماند در طاعت نه خوفى ماند در عصيان * ز هم پاشيد ايمان يك‌به‌يك اسباب و سامانش
هوا چشم خرد بست و هوس دست طمع بگشاد * گرفته گوش دين بردند تا درگاه شيطانش
فلك رخشى درين ميدان شهنشاهى سوار از آن * سر هر بوالهوس گوئى قضاء اللّه چوگانش
بيا تا درگه حقّ و سر خود را به دو بسپار * ز تسويلات نفسانى پناه آور به رحمانش
خرد را چشم در بگشا ، هوا را دست و پا دربند * هوس از سر بدر كن تا رهى از زخم چوگانش
به طاعت بند نفس بوالهوس را تا شوى ايمن * دو روزى صبر كن بر محنت دنيا و هجرانش
به كسب معرفت كن صرف ايّام جوانى را * ندارد عمر همتائى مده از دست ارزانش
ندارد معرفت پايان كه معروف است بىپايان * بجز معروف و عرفان هر چه باشد هست پايانش
نظر بر هر چه افتادت در آن حق‌بين به چشم سر * كه تا عارف شوى حق را برى فيضى ز عرفانش
رعايت گر كنى حق را ، رعايت مىكند حقّت * نگهبان خدا بىشك خدا باشد نگهبانش
كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 327 | الفيض الكاشاني / مصطفى فيض كاشانى