توئى زاهد ، توئى عابد ، توئى راكع ، توئى ساجد * توئى حافظ ، توئى واعظ ، توئى محراب و تو منبر
توئى رند و توئى عادل ، توئى مست و توئى عاقل * توئى مستى ، توئى هستى توئى تسبيح و تو ساغر
توئى مسجد ، تو سجّاده ، توئى ميخانه ، تو باده * توئى شيداى دلداده ، توئى مهروى سيمينبر
توئى گريان ، توئى خندان ، توئى نالان ، توئى بالان * توئى درد و توئى درمان ، توئى بيدل ، توئى دلبر
توئى مجنون ، توئى ليلا ، توئى وامق ، توئى عذرا * توئى بر روى خوبان آب و در دلهاى ما آذر
توئى در شاهدان خوبى ، توئى در نازنينان ناز * توئى در زاهدان تقوى ، توئى در عاشقان اخگر
توئى در روى رنگ و آب ، توئى در موى پيچ و تاب * توئى در چشم خوش مستى ، توئى در لب مى احمر
توئى در رو درخشانى ، توئى در مو ، پريشانى * ملاحت از تو در خال و طراوت در خط اخضر
توئى پنهان به رخساره ، توئى در چشم خمّاره * توئى در زلف عيّاره ، تو در گيسوى چون عنبر
توئى در كالبدها جان ، توئى در جان و دل ايمان * توئى در سينه درد و غم توئى در كلّه شور و شر
توئى در روح افزايش ، توئى در جسم آرايش * توئى خواب و تو آسايش ، توئى بالين توئى بستر
توئى در سرو آزادى ، توئى در كودكان شادى * توئى در حُسن بيدادى ، توئى آزرم هر دلبر
توئى سرسبزى بُستان ، نشاط و نشئه مستان * تو بوى ياسمين و گل ، تو رنگ لاله احمر