تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
وصفى چو ز سردهار ، گويم * يك حرف نه صد هزار گويم
آن چيست فضاى رودخانه * آنجا چو رسى ، بزن چغانه
از هر طرفش عجيب مىبين * ز آب و شجرش غريب مىبين
گويائى آب ، بىسخن بين * ز الوان زرشگ و نسترن بين
آن راستهء كنار جدول * كوه از دو طرف شده مُسلسل
هر چند كه پيش مىرود كس * از ذوق ز خويش مىرود كس
هر جاش به رنگى آبشارى * هر گوشه ز فيض حق ، بهارى
صد بار ز ذوق و حال آنجا * وز شادى بىملال آنجا
يا رب ز كدام جاش گويم * يا از چه زبان ثناش گويم
در روى زمين كجاست جائى * كان را باشد چنان صفائى
گر فيض كند ثناى قمصر * تنگى كندش هزار دفتر
زين يك دو سخن كه مختصر شد * اوصاف حميده‌اش سمر شد
پس بس كند از مديح آن ده * ذكر ربّش بود از آن به

در شكر عنايات و بثّ مناجات « 1 »

شكر و سپاس ايزد كانشاء نمود ما را * جا داد در سماء دار الوجود ما را
در نطفهء مهينى روحى دميد از غيب * تا روح باشد و تن چون تار و پود ما را
چون خلق كرد و تصوير تعليم كرد اسما * فرمود پس ملك را كارد سجود ما را
در صورت و شمايل بنهاد بس فضائل * تكريم كرد و تفضيل از لطف وجود ما را
هامش
( 1 ) - عنوان و پاكنويس فقط از نسخهء مجلس .