تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
قرب و « 1 » انس خويش بخشاى از ره زهد و ورع * فيض را و هر كه را سرّيست بر منوال فيض
صبح و شامش رو به خود كن تا نبيند غير تو * هم غُدوّش را منوّر ساز ، هم آصال فيض
نصرتى « 2 » ده تا ظفر يابد بر اعداى درون * فيض را و هر كه باشد در طريقت آل فيض
شوق « 3 » و ذوقش بخش تا يابد نجاتى از خودى * بو كه تسليم و رضا گردد مقام و حال فيض
باوفا همراه دارش در ره ايمان و خير « 4 » * تا برد فوز از لقا ، گردد بلند اقبال فيض
در بقاى « 5 » خود فنا سازش به اوج معرفت * تا نماند در حضيض شرك و شك اطلال فيض
از جبينش كن درخشان نور ايمان آشكار * پيش از آنى كز نظر پنهان شود تمثال فيض
بر سعادت نه بناى سرنوشتش يك‌به‌يك * از ره اثبات و محو آباد كن آزال « 6 » فيض
كش‌كشانش از ره « 7 » سجّين بعليّين رسان * وصل كن با عروه وثقاى خود چنگال فيض
هامش
( 1 ) - قرب ، انس ، زهد ، ( و شايد ورع ) نيز اصحاب فيض بوده‌اند ( 2 ) - نصرت و ظفر نيز دو تن از ياران فيض . ( 3 ) - شوق ، ذوق ، نجات ، تسليم ، رضا از ياران فيض . ( 4 ) - وفا ، ايمان ، خير ، فوز ، لقا نيز ياران وى . ( 5 ) - بقا ، فنا نيز اصحاب فيض - جنگ : در اوج معرفت . ( 6 ) - ج - عرفان - محو كن ، اثبات كن ، آباد كن ، آزال فيض . ( 7 ) ج - عرفان تك سجّين .