تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كليات فيض كاشانى ( كليات ملا محمد محسن فيض كاشانى ) ( ديوان فيض كاشانى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
حيرت رمد ز ديدهء تصوير ، اگر كشند * در پرده‌هاى مدرس حيرت‌زداى فيض
بينى چو چشم اهل نظر پُر ز نور رُشد * گر بنگرى بحلقه درس هُداى « 1 » فيض
شد چون دهان غنچه معطّر دماغ عقل * در باغ دين ز نكهت باد صباى فيض
كى دامن دلش شود آلودهء گناه * كرد آنكه غسل توبه به آب بقاى فيض
همّت كمندِ گردنِ اميد مىشود * كردى چو اعتصام به حبل رجاى فيض
پيشش جمال شاهد معنى است در حجاب * آئينهء دلى كه ندارد جلاى فيض
و هم كسى به سرّ دهانش نمىرسد * مىنشكفد بباد نفس غنچه‌هاى فيض
آب خضر ز سبزهء اميد مىچكد * تا گشته فرش ، سايه ابر عطاى فيض
خرق حُجُب ز ديده اعمى شگفت نيست * گر توتياى چشم كند خاك پاى فيض
بىقامتش ز ناله حنّانه « 2 » شيونى است * در چلستون مسجد الفت بناى فيض
حىّ على الصلاة چو گويد مؤذنش * بندند صف ملائكه كآمد صلاى فيض
هامش
( 1 ) - هدى : تخلص علم الهدى فرزند بسيار فاضل فيض كه قصيدهء او پيش ازين آمده ( 2 ) - اشاره به ستون خانه مسجد الرسول است كه مولانا بلخى سرودهاستن حنّانه از هجر رسول * ناله‌ها مىزد چو ارباب عقول